سال 84 بود و انتخابات رياست جمهوري در جريان بود. در اين دوره از انتخابات مساله اعتياد به مواد مخدر و قاچاق مواد مخدر يكي از بحث هاي اصلي كانديداهاي رياست جمهوري بود. يادم مي آيد محسن رضايي در آن سال حرفهاي مهمي در مورد قاچاق مواد مخدر زد. در مجموع در آن سالها « اعتياد به مواد مخدر » يكي از مسائل مهم كشور بود. در تعريف «مساله اجتماعي» مي گويند: مساله اي كه براي بخش زيادي از جامعه مهم بوده و همه به نوعي با آن درگيرند و همه در صدد حل آن هستند. و به نوعي در آن سال همه هوش و هواس افكار عمومي معطوف به اين مساله بود.
زمان گذشت به انتخابات رياست جمهوري سال 88 رسيديم . انتخاباتي خاص و جنجالي. مخاطبان شايد بياد نياورند اما در آن دوره از انتخابات، اعتياد به مواد مخدر مساله اول كشور نبود. مساله مهم قاچاق و اعتياد در حواشي بحث ها قرار داشت. آيا نسبت به 4 سال قبلش ما توفيقي در مبارزه با مواد مخدر داشتيم كه اين مساله ديگر در الويت قرار نداشت؟ به گواهي آمارها و حرفهاي مسئولين در تمام اين سالها رشد اعتيا د به مواد مخدر بي وقفه ادامه داشته است. و حتي روندها در حال حاضر همه بر رشد اعتياد به مواد مخدر صحه مي گذارد.
بدبختانه سه اتفاق مهم در اعتياد به مواد مخدر روي داده است.اتفاق اول : كاهش سن اعتياد از سنين 18 و 19 سال به سنين 13 و 14 سال و اتفاق دوم : تغيير الگوي مصرف مواد از مواد مخدر با منشاء گياهي به مواد مخدر با منشاء صنعتي.اتفاق سوم: كاهش وابستگي ما به كشور افغانستان !!!! و خودكفا شدن در توليد انواع مخدرهاي صنعتي در لابراتوارهاي داخلي توسط شيميدانان جوان ما!!
اينروزها ترياك و حتي هروئئن ديگر نه فروشنده اي دارد و نه خريداري. همه از كراك ، شيشه ، كريستال و ماده اي جديد بنام «گل » حرف مي زنند.
تصور كنيد شما كه همه اش در يك محيط ايزوله و مثبت قرار داريد به ناگهان روي ديگر جامعه را ببينيد چه حالي مي شويد. چند روز قبل بود در شهر خاش با يكي از دوستان سري زديم به دنياي معتادان !! عجيب اما واقعي و تاثر برانگيز. خانه هايي را ديديم كه هم پاتوق كشيدن بودند و هم فروشنده مواد مخدر. ترافيكي از آدمها ، ماشينها و تاكسيهايي كه سرنشينانش همه جوانهايي بودند كه ما اميد بسته بوديم كه بر روي دستهاي آنها خانه اميد و توسعه استانمان را بنا كنيم. اما اين دستها نحيف تر و رنجور تر از آن بودند كه حتي بتوانند صورت خاك گرفته و نشسته اين جوانان را بشورند.؛ در مقابل اين ساقي ها و پاتوقها در حال رد و بدل پول و يا التماس و يا گرو گذاشتن شناسنلمه اي و... براي اندكي مواد !!
يكي ديگر از مشاهدات عجيب ما : زميني بزرگ در مركز شهر است كه يك شهرستاني قبل از انقلاب به نام خودش ثبت كرده است و الان هم نه آنرا مي فروشد و نه هم كاري بر روي آن انجام مي دهد. اين زمين بزرگ روبروي فرمانداري قديم و منزل فرماندار قرار دارد. حكايت اين خرابه در روز و شب حكايتي است متاثر كننده و دردناك. متاثر كننده از اين جهت كه جواناني را مي بيني كه بر گرد آتش جمعند و آنقدر «شيشه» و «كريستال» هوش و حواسشان را ربوده كه متوجه اطرافشان نبودند.دو سه دقيقه ما با تاثر آنها را نگاه مي كرديم آنها اصلا" متوجه اطرافشان نبودند. و دردناك از اين جهت كه اين خرابه در مركز شهر و روبروي منزل فرماندار قرار دارد.
حكايت معتادان ايرانشهري نيز جالب است. آدمي زرنگ آمده و همه آنها را استخدام كرده است!!!! انسانهايي دردمند و واقعا" بي پناه ، با طنابي چندين جعبه ميوه پلاستيكي را بهم گره زدند و با دستشان جعبه ها را مي كشند. صحنه اي تكراري كه در خيلي از خيابانهاي ايرانشهر به كرات قابل مشاهده است.
اعتياد به مواد مخدر مخصوصا" از نوع صنعتي اش از آستانه تحمل جامعه فراتر رفته است. خانواده هاي زيادي در كشور و استان ما با داشتن عضوي معتاد دچار بحران شده اند. تمام وقت، منابع مالي و انرژي شان صرف درمان و يا حداقل تقليل آسيبهاي اعتياد اين عضو خانواده شان شده است.
علت و ريشه هاي اين آسيب در كجاست؟ اينقدر حول اين مساله در كشور حرف زده شده ، سمينار و همايش برگزار شده و تحقيقات مختلف صورت گرفته است كه شايد در هيچ زمينه اي ديگر ما با اين سطح از ادبيات موضوع رو برو نباشيم. اما چرا هنوز آين آسيب با اين سطح از رشد درحال گسترش است؟
دوستان به اين جمله فكر كنند:
ثروت ، منرلت و قدرت سه ايده آل و ارزش كمياب در جامعه ما هستند. و اين در حاليست كه رسيدن به اين سه ارزش در جامعه خيلي سخت و انحصاري شده است . بنابراين خيلي نمي توانيم خوشبين باشيم كه در اين دوره گذار جامعه ايراني ، تا رفع موانع رسيدن جوانان به اين سه : ثروت ، قدرت و منزلت ، خيلي خوشبين باشيم كه بتوانيم بر آسيبهاي اجتماعي مانند اعتياد كه جوانان ما را تهديد مي كند ؛ فائق آييم.
اما با تمام اين اوصاف براي كاهش اين مساله در استان چه بايد كرد.......؟